تبلیغات
من و مسیر پیش رو...
 
من و مسیر پیش رو...
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : سارا سارا
داشتم وبلاگ رویاهای اویزوون رو می خوندم که اسم وبلاگ خودمو اونجا دیدم و اومدم پستای قبلیمو خوندم...

اخرین پست رو اسفند 92 نوشتم، چقدر اون روزا حالم بد بود...

الان که فکر می کنم می بینم چقدر الکی خودمو آزار دادم

چقدر تو این مدت اتفاقای تلخ و شیرین برام افتاد و چقدر تلخ هاش من رو پخته و کامل کردن...

واقعا تو این یک سال بیشتر از یک سال بزرگ شدم...

فکر می کردم سال ها خیلی تند تند می گذرن اما خوب که فکر می کنم می بینم نه اصلا هم سال 93 تند نگذشت...

سال 93 برای من سال خوبی بود... سالی سرشار از شکست های احساسی که بی نهایت از وقوعشون خوشحالم .... چون لازم بود شکست بخورم اون هم به این وحشتناکی تا به بلوغ عاطفی برسم بلوغ به معنای قدم در راه کامل تر شدن گذاشتن  .....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 اسفند 1392 :: نویسنده : سارا سارا
سالهای سال تلاش می کنی پنهان کنی هویت واقعیت رو....از همه چی و همه کی فرار می کنی....وارد هیچ گروهی نمیشه....با هیچ کس صمیمی نمیشی تا هیشکی اونقدر بهت نزدیک نشه که رازهایی که پنهان کردی برملا نشه....

سالهای سال با سماجت بخوای به همه ثابت کنی که تنها نیستی که به کمک  نیاز نداری اما...

اما حالا دلتنگی و محتاج یه دست که دستاتو بگیره و بگه منم مثل توام... غصه نخور.....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 2 اسفند 1392 :: نویسنده : سارا سارا
سخته هر صبح از خواب بیدار بشی و فعالیتهای روزانه تو شروع کنی اما بدونی برای هیشکی اهمیتی نداره چیکار می کنی و چی به سرت می یاد....
سخته هر شب که می خوای بخوابی کسی نباشه که بهش فکر کنی...کسی نباشه که بهت فکر کنه...(اغوش و نوازش پیشکش)
سخته وقتی به بن بست میرسی وقتی مغزت هنگ می کنه و نمیکشه کسی نباشه که باهاش حرف بزنی تا باهاش بلند بلند فکر کنی
سخته وقتی دلت میگیره و اشکات جاری میشه دستی نباشه دستت بگیره و قوت قلبت بشه
سخته ...
سخته تحمل تنهایی این همه سال





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 بهمن 1392 :: نویسنده : سارا سارا
واااااای که چقدر عصبانی  و خشمناکم....در حد انفجار

اتوبوس به ایستگاه مورد نظرم میرسه و توقف می کنه، منتظرم راننده در عقب رو بزنه و پیاده شم که می بینم خانوما از زیر میله ی وسط اتوبوس با خم شدن و بعضی ها هم با پریدن از روی میله(البته از قسمتهایی که ارتفاع میله کمتر بود) دارن رد میشن و میرن از در جلو پیاده میشن....

صدامو بلند کردم و گفتم:
آقا چرا در عقبو نمی زنید؟؟؟!!!!!!!!!!!!
جوابی نشنیدم و عکس العملی هم ندیدم نه از جانب راننده ی نه چندان محترم نه بقیه ی مسافرای اتوبوس، به ناچار منم از زیر میله رد شدم و رفتم به سمت در جلو که پیاده شم.....

وقتی داشتم از بین مردا که همیشه سرنشینن و بیشترین تعداد صندلی در اختیارشونه رد میشدم شنیدم یکی شون داشت می گفت:
این بنده خدا هم حق داره بعضی ها بدون کرایه دادن در میرن...
(واقعا که حاشا به غیرتتون)


به راننده که میرسم صدای یه زن تقریبا مسن رو می شنوم که داره میگه تو که در عقب رو نمی زنی حداقل این میله رو از وسط اتوبوس بردار ، خودتو بذار جای من با این پاها و کمر دردناک نمی تونم خم شم از زیر میله رد شم، اما انگار خودشو نتونست جای اون بذاره چون خیلی گستاخانه گفت اون دیگه مشکل خودته می تونی خودت برش دار نمی تونی زنگ بزن اتوبوس رانی بگو بیان برات برش دارن...

نگاهش که به من افتاد که اخرین نفری بودم که پیاده میشدم نگاه خشمناکی بهم کرد و گفت:
این بل بشو رو تو به پا کردی خانوووم، من هیچ وقت در عقبو نمی زنم هیچ وقت هم کسی اعتراض نمی کنه...
دوست داشتم جوابشو بدم اما ...


و این قصه هر روز و همه جا داره تکرار میشه :
تو بی آر تی ها کل صندلی ها متعلق به اقایونن و کلا 7-8 تا صندلی تو قسمت خانوما هست...
تو مترو فقط سه تا واگن ویژه ی بانوان هست که اونم همیشه نصفشو اقایون قرق می کنن و گاه حتی با زور مامورای مترو هم حاضر به ترکش نیستن...
تو تاکسی اگه نتونی صندلی جلو بشینی و اون عقب یه مرد کنار دستت باشه باید پرس شی و بچسبی به در و اقا خیلی راحت مثل خمیر وا بره روی صندلی....


تو قوانینمون هم که تنها جایی که زنها دقیقا اندازه ی مردا ، انسان حساب میشن مساله ی رای دادن و مجازاته...

تازه ادعا هم می کنن تو کشور ما قوانین به نفع زنهاست....(دآخه قانونی رو که مردا می نویسن مگه میشه به نفع زنها باشه؟!!!!)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 بهمن 1392 :: نویسنده : سارا سارا
امروز یه امتحان نسبتا اسون داشتم البته نه که اسون باشه خیلی خوب خونده بودم ...
اما نمره ی خوبی نمی گیرم...
خیلی خوش و شرحال 8 تا سوالو ندیدم و جواب ندادم..

بعد از امتحان دوستم میگه سوالا 43 تا بود داشتم پس می افتادم اخه من فقط 26 تا سوال جواب داده بودم....
رفتم اموزش گفتم برگه ی سوالو منو در بیارین بببینید من چند تا سوال داشتم فکر کنم یه برگه کم داشتم....
مسیول اموزش برگه مو در اورد دیدیم یه ذره دو تا برگه ی اخر به هم چسبیدن....
همین به همین راحتی 8 تا سوال از دستم رفت...
کلا فقط 10 دقیقه غصه خوردم...
البته این هم بگم یه جورایی به مرگ گرفته شده بودم که به تب راضی شدم خیلی خوشحال شدم سوالا 34 تا بود نه 43تا

بعدش گفتم فدای سرم.... الان که دیگه کار از کار گذشته..... حتی اگه می افتادم هم  دیگه نمیشد کاری کرد.... اما خوب خوشبختانه از مباحث دوتا استاد دیگه نمره ی خوبی می گیرم و حداقل 15 میشم
نمی دونم چرا ناخوداگاه ذهنم رفت سراغ امتحان هفته ی پیشم که نتونستم بخونم و مطمئن بودم می افتم اما خیلی قشنگ و مرتب اسباب تقلب جور شد و منم همه ی سوالای تستی رو از رو پاسخنامه دوستم زدم....سوالای تشریحی هم مباحثی بود که خودم خونده بودم..

گفتم شاید اتفاق امروز کارمای تقلب اون روزم باشه....

اخه اون روز اولین بار بود تو عمرم که تقلب می کردم و امروز هم اولین بار بود که یه همچین اشتباه بزرگی می کردم، تو کل دوران تحصیل این جوری نشده بودم..

اما یه موضوع دیگه هم سریع چسبید به افکارم اون هم یه ماجرای مربوط به دقت....

یادمه موقعی که رادیولوژی کار می کردم یه دفعه عکسای پری اپیکال یه نفر رو جا به جایی دادم به یه نفر دیگه...
یه قشقرقی به پا شد که خدا می دونه....
یادمه همون شب اومدم خونه و توی یه دفتر نوشتم اصولی که من از امروز به بعد در محل کار رعایت می کنم:
و زیرش با خط درشت نوشتم: دقت...دقت ... دقت
بعد هم کل ماجرای اون روز رو ریز برای خودم شرح دادم و پیدا کردم این مشکل از کجا دراومده  بود ...درست از جایی که من دقت رو فدای سرعت کرده بودم....

اون شب به خودم قول دادم هرگز این اشتباه رو تکرار نکنم و دقت رو فدای سرعت نکنم و تا اخرین روز کارم در بخش رادیولوزی دیگه این اتفاق نیافتاد...

اما امروز دوباره همون اتفاق تکرار شد... هرچند گفتم شاید کارمای تقلبم باشه اما به هر حال دلیل غیر ماورایی اش هم کاملا واضح و مبرهن است که بی دقتی و عجله بوده.

حالا اینجا با خط درشت می نویسم:
دقت.... دقت .... دقت....

هر روز قبل از رفتن سرکار یا دانشگاه با خودم تکرار می کنم:

من با دقت کامل کارارا مو انجام میدم.
دقت همواره مهم تر از سرعت مخصوصا سرعت الکی و بی جا....

شماها هم به کارما اعتقاد دارید؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستم میگه چون تفکرت اینجوریه این جوری میشه....

اخه یه بار یه پول الکی هم به دستم رسید که اصلا نفهمیدم چطوری تموم شد....

کلا مفت و الکی بهم نمی سازه سه سوته ودر کمترین زمان از دستم میره ....

دقت در لغت نامه ی دهخدا:
باریک شدن،باریکی،ظرافت و نازکی و باریکی از هر چیز




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 شهریور 1392 :: نویسنده : سارا سارا
روز جمعه داروخونه شبانه روز:

اقای جوان: شیشه ی خالی دارید؟

من: خیر

_پس 8 تا شربت الومینیوم ام جی بهم بدین

_هشششششششششششششششت تا؟؟؟؟واسه کی می خواین؟

_شربتشو نمی خوام، می خوام بریزم دور از شیشه اش استفاده کنم.

_خوب برید یه داروخونه دیگه  شاید شیشه ی خالی داشته باشن، از لوازم پزشکی ها هم می تونید تهیه کنید.

__نه حوصله ندارم دنبال داروخونه شبانه روزی بگردم

_حالا واسه چی می خواین این شیشه ها رو؟

_واسه پایان نامه ام


بعد از رفتن این اقا ی محترم چندتا سوال تو مغزم وول می خورد:

1-چرا ما از هر چیز ارزونی این جوری استفاده می کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

2- چرا باید دارو اینقدر تو کشور ما ارزون باشه که اینجوری ازش استفاده بشه؟

3-چرا یه جوون تحصیل کرده باید همچین طرز فکر پول محوری داشته باشه و تو محاسباتش جایی واسه حفظ محیط زیست و سرمایه های ملی نباشه؟

4-چرا این اقا روز جمعه یادش افتاده واسه کارش به شیشه خالی نیاز داره؟

5-چرا ازمایشگاه دانشگاهشون شیشه در اختیارشون نمی ذاره؟

چراچراچرا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



چند وقت پیش خوندم که تو اسیا بعد از چین ما ایرانی ها رتبه دار مصرف دارو هستیم

به نظر شما یکی از دلایل مصرف بی رویه ی دارو تو کشور ما ارزون بودنش نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهتر نیست داروها با قیمت واقعی شون به فروش برسه؟

بهتر نیست داروها گرون باشن اما کیفیتشون بالا بره مثل داروهای خارجی ؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 31 شهریور 1392 :: نویسنده : سارا سارا
همیشه اغاز برایم هیجان انگیز و لذت بخش بوده و هنوز هم هست حتی اغاز کارهای نیمه تمام...

اغاز نوشتن در اینجا هم برایم لذت بخش است.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :